پارت شصت :

آه از سینه‌م بیرون اومد...یعنی دوباره؟ دوباره تهدید شدن با جون بابام؟ این بار اجازه نمی‌دادم که یکی راحت با جونش بازی کنه.
- اوکی میام بیرون.
خنده‌ی کوتاهی کرد و گفت: آفرین، می‌دونستم عاقلی و بهترین تصمیم رو می‌گیری. منتظرم...
تماس رو قطع کرد. مثل یه مجسمه به سنگ‌فرش روبه‌روم خیره بودم. ضعف توی این بازی معنا نداشت. باید یه کاری می‌کردم. وقتی خودم تنها از پس این کار بر نمی‌اومد

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پرهام در رمان گورستان پرهام
تصویر شخصیت پردیس در رمان گورستان پردیس
تصویر شخصیت پدرام در رمان گورستان پدرام
تصویر شخصیت گندم در رمان گورستان گندم
تصویر شخصیت مهیار در رمان گورستان مهیار
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ترانه

    0

    حتما پرهامه

    ۶ ساعت پیش
  • Arezoo

    0

    مطمئنا پرهام😊😊

    ۱۹ ساعت پیش
  • راز

    0

    شاید پرهام باشه یا سعید فهمیده پسرش عاشق شده میخواد گندم رو ازش دور کنه یا کلا گندم رو زیر نظر شاید داره و دیده هم با مهیاره هم با پدرام شک کرده دیگه البته حدس منه

    دیروز
  • نظری

    0

    به نظرم پرهام هست

    دیروز
  • افسون

    0

    آخیش خیالم کمی راحت تر سد هرچند پدرام خودش گندم و اول تهدید کرد کلی حالا رو دست هم زدن برادرا و سعید این چه جنجالی شد سر راز بزرگ پردیس جانم دوست دارم بیشتر با هم باشند😋

    دیروز
  • آدولفا

    0

    خوب شد ناشناس اولی رو فحش کش نکرد جلوی خودش😂😂

    دیروز
  • آهو

    0

    به نظر من پرهامه

    ۲ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    احتمال همه چیز هست

    ۲ روز پیش
  • ملینا

    0

    به نظر من پرهامه

    ۲ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    معلوم میشه😊

    ۲ روز پیش
  • Rosa

    0

    الان یه لحظه حس کردم پرهامه ولی میگم اگه پرهامه داره اینکارو میکنه تا داداششو نجات بده با اینکه حیو..ده ولی هنو انگار یه تیکه انسانیت توشه

    ۲ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    اره خب، کامل انسانیتش رو خاموش نکرده :)

    ۲ روز پیش
  • پگاه

    0

    به نظرم ناشناس دوم از طرف پرهامه،میخواد خطری برای پدرام پیش نیاد

    ۲ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    احتمال همه چیز هستت

    ۲ روز پیش
  • نورا

    0

    نا شناس پرهام ولی عالیی بودد😭💕

    ۲ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    بلههه معلوم میشه

    ۲ روز پیش
  • زهرا

    0

    پرهام بود😁سپاس🙏

    ۲ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    معلوم میشه، سپاس از تو♥️

    ۲ روز پیش
  • سهیل۳۰

    1

    هووفف یه نفس راحت کشیدم بالاخره گندم یکار خوبی کرد..امیدوارم با پدارم بتونن از پسش بربیان..فکرکنم ناشناس دومیه از طرف پدر مهیار باشه

    ۲ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    اره واقعاا

    ۲ روز پیش
  • Nana

    2

    کاش پدرام بهش میگفت از طرف ناشناس اول دیگه چیزی تهدیدش نمیکنه

    ۲ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    بگه لو میره🥲

    ۲ روز پیش
  • Zak

    0

    ناشناس پرهامهه

    ۲ روز پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    مشخص میشه

    ۲ روز پیش
کپی شد!